كلاس هاي اردي بهشت
دقيقا وقتي يك سالت شد با راستين اسمتون رو نوشتيم تو كلاس هاي اردي بهشت.
كلاس هاي خوبي بود اما به نظرم براي شما يه كم زود بود، چون شما فقط از اسباب بازي هاش خوشت مي اومد.
منم تصميم گرفتم تا يك و نيم سالت بشه ديگه نبرمت كلاس و فقط ببرمت خانه اسباب بازي البته از ويژگي هاي خوب كلاس اين بود كه شما يه مقدار پاهاي ماماني فاصله گرفتی و البته ياد گرفتي تا سه بشمري.
الان که دارم این مطلب رو می نویسم و شما تقریبا چهارده و نیم ماهه هستی بعضی وقتا چهار هم میگی.
تو کلاس تون که یک ساعت بود اول مربی مهربوونتون آهنگ شاد می ذاشت و ماهم باهاش می خوندیم و حرکت مربوط به آهنگ که مربی تون انجام می داد، رو انجام می دادیم. این رو هم بگم که مربی ازمون خواسته بود در طول این کلاس ما هم همراه شما ها کودک بشیم و البته امان از دست کودک درون.
بعدش قرار بود شما ها یک کم بازی کنید که البته شخص شما از اول مشغول بازی بودی.
بعد از بازی می رفتیم تو یه کلاس دیگه که توش میز و صندلی کوچک داشت و کارهای خلاقانه انجام میدادیم. البته ما مامان ها اما به اسم شما.
در آخرم سفره پهن می کردیم و از خوراکی های همیدیگه بهتون می دادیم. و مربی براتون یه قصه می گفت.


به ادامه مطلب مرااجعه کنید


کلاه سرخ پوستی

جغجغه ای که با دوتا لیوان یکبار مصرف درست کردیم و داخلش لوبیا ریختیم و روش رو با رنگ انگشتی رنگ کردیم.



كلاس هاي اردي بهشت
